فصل چهارم: بررسي تطبيق تفسير آيه (تبليغ) عصمت
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ (مائده/67)
اختلاف نظر شيعه و سني در آنچه پيامبر بدان مأمور بود.
واژگان:
راغب: تفاوت بلوغ با وصول
عصمت انبيا: حفظ و نگه داشتن ايشان توسط خداوند است.
طبري ذيل «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»: خداوند پيامبرش را از نيرنگ و کشته شدن به دست مردم باز مي دارد يا آنکه از شرور و زشتي کار مردم جلوگيري مي کند تا به حضرت آسيب نرساند.
کفر در اصطلاح: 1. کفر اعتقادي: انکار مانند انکار توحيد، نبوت و شريعت 2. کفران نعمت: انکار نعمت و عدم شکرگزاري
1. سوره مائده جزء آخرين سوره هاي نازل شده: آخرين سوره مدني به اجماع فريقين (سوره 113)، توبه: 114
روايات اهل سنت: در اين سوره نسخي صورت نگرفته، بنابراين حلال آن حلال و حرام آن را حرام بدانيد.
2. عدم ارتباط آيه تبليغ با آيات قبل و بعد آن
اين آيه با آيات قبل و بعد در مورد يهوديان ارتباطي ندارد.
فقط مقاتل بن سليمان (م150) آيه را درباره يهوديان مي داند. «يهوديان، پيامبر خدا را استهزا مي کردند و حضرت نسبت به آنان ساکت بود، آنگاه خداوند در اين آيه ايشان را واداشت تا موضع گيري کند ... و تکذيب و استهزاي آنان را مانع از تبليغ احکام و صفاتي نداند که مربوط به يهود است».
ظاهر عبارت، استنباط تفسيري مقاتل است، زيرا به روايت پيامبر يا صحابه استناد نشده است، لذا مفسران بدان توجه نکرده اند.
3. اتفاق اهل بيت و صحابه در تعيين مورد نزول آيه
4. تحليل يکسان از شرط و جزا
براي جلوگيري از لغو در کلام خدا، بايد شرط و جزا يکسان باشند.
«إذا لم تبلغ ما انزل إليک لم تکن قد بلغت رسالته: اگر آنچه را بر تو نازل شده، ابلاغ نکني و نرساني، آن را ابلاغ نکرده اي و نرساندي».
1. به دليل حکم ولايت امام علي، اگر ابلاغ نمي شد، گويي اصل دين ابلاغ نشده بود. ضمير «رسالته» به «ربک» برمي گردد.
2. آنچه از آيات درباره ولايت امام علي بر تو نازل شده (مانند آيهانما وليکم.. ، اولي الامر، ...) تعليم ده و به طور رسمي معناي ولايت را تبيين کن تا شکي نماند. اگر به اين صورت تبليغ نکني، پيام ولايت را نرسانده اي. زيرا تنها بيان کافي نيست، بلکه بايد آن را اعلام عمومي کرده و تفسير کني. ضمير «رسالته» به «ما: موصوله» باز مي گردد.
1. خدا چند سال پيش از اين آيه به پيامبر فرمود: «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ *إِنَّا كَفَيْناكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ: 95/ حجر» آنچه را که مأموري آشکار ساز و از مشرکان رو مگردان. ما تو را از مسخره کنندگان کفايت مي کنيم.
2. در سالهاي رسالت پيامبر هيچگاه خبري را پنهان نکرد.
5. دل نگراني و بيم رسول خدا از تبليغ پيام آيه
نوع پيام نشان مي دهد که پيامبر دل نگران بودند. لذا خدا وعده ي حفظ داد: «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»
شيعه: ابلاغ امامت امام علي امکان داشت با ترديد و انکار و تکذيب روبرو شود.
اهل سنت: در پي شأن نزول هايي که همراه با دل نگراني پيامبر باشد.
1. آنچه پيامبر مأمور به ابلاغ آن بود از شئون رسالت ايشان به شمار مي آمد. زيرا خدا فرمود: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ...»
2. حکم آنقدر مهم بود که اگر ابلاغ نمي شد، گويا اصل دين و مقصود دين بي نتيجه مانده است.
3. مأموريت پيامبر براي پيامي بوده که دل نگراني از تبليغ آن داشته است.
4. مخالفان اين پيام، کافر محسوب شده و خدا آنان را هدايت نمي کند.
نکات: 1. عدم ارتباط مفاد آيه با اهل کتاب
آيات قبل و بعد درباره ي اهل کتاب است و اين آيه ارتباطي با اهل کتاب ندارد.
مائده/66: وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثِيرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما يَعْمَلُونَ.
مائده/68: قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لَسْتُمْ عَلى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرِينَ.
علت عدم ارتباط آيه با اهل کتاب: عبارت «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»؛ حکم، امر مهمي بوده که بيم خطر براي جان پيامبر يا دين مي رفته، در حاليکه در آن زمان اهل کتاب در وضعيتي نبودند که دين را به خطر بياندازند. زيرا:
1. مسأله يهود و نصارا سال ده هجري تمام شده بود. (يا تسليم شده و جزيه مي پرداختند يا تبعيد شده بودند).
2. نزول سوره مائده اواخر عمر پيامبر بود که مسلمانان در اوج عظمت بودند و اهل کتاب برکنار بودند.
3. در اين آيات تکليف طاقت فرسايي براي اهل کتاب نبود که خطري متوجه پيامبر شود، پس سياق آيات متفاوت است.
2. تهديد از ناحيه کفار و مشرکان
مثل: «مُعَلَّمٌ مَجْنُون» «َ إِنَّما يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ» «شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُون» ... که اين بيانات و نقشه ها تازگي نداشت.
3. تهديد و خطر منافقان
هنوز تعاليم اسلام در افراد تازه مسلمان رسوخ نکرده بود.
احتمال داشت منافقان با انکار حکم تبليغي پيامبر به تازه مسلمانان القا کنند که پيامبر اين حکم را از خود صادر کرده نه اينکه حکم الهي باشد.
نتيجه: جا افتادن اين شبهه ها مي تواند رسالت پيامبر را ناکام بگذارد. لذا خدا از پيامبر مي خواهد که امر ولايت را براي مردم تشريح کند. «فامر الله محمد ان يفسر لهم الولاية کما فسر لهم الصلاة و الزکاة و الصوم و الحج»
برچسب:
نویسنده: بهراد پارسامنش